المحقق السبزواري
720
روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )
بود « 1 » ، و پادشاه چون كودك خرد بود ، سخن بر وفق رأى و اشارهء او « 2 » بايد گفت تا ازو بهرهمند باشى . آن روز اگر در هردو حكم ، يكى خطا افتادى از براى او بهتر بودى . فردا بفرما تا او را بيرون آورند و اسب و ساخت زر و چتر ملكى و دستار قصب و هزار دينار انعام و غلام و كنيزكى به او دهند . » پس ، همان روز كه فالبين گفته بود ابو ريحان را بيرون آوردند و اين تشريف به او رسيد ، و سلطان از وى عذرها خواست و گفت : « اى ابو ريحان ! اگر خواهى كه « 3 » از من برخوردار باشى ، سخن بر مراد من گوى ، نه بر مقتضاى علم خويش . » پس ، ابو ريحان سيرت بگردانيد ، و اين يكى از شرايط خدمت پادشاه است كه بايد در همه باب سخن بر وفق مراد او گفته آيد ، و كارها موافق رأى او بايد كرد . چون « 4 » ابو ريحان به خانه رفت ، افاضل به [ 350 / مج ] تهنيت آمدند . حديث فالگوى با ايشان بگفت ، عجب داشتند . او را بخواندند ، سخت نادان و بىخبر بود و هيچچيز نمىدانست . ابو ريحان گفت : « طالع مولود دارى ؟ » گفت : « آرى . » در طالع او بنگريست ، سهم « 5 » الغيب در طالعش بود راست در درجهء طالع تا هرچه مىگفت اگرچه بر عميا مىگفت ، به صواب نزديك مىآمد . حكايت احمد بن عمر سمرقندى در كتاب خود گفته كه ، « اين بنده را عجوزهاى « 6 » بود ولادت
--> ( 1 ) . ظاهرا عبارت اينگونه صحيح خواهد بود : « . . . حكمش بر خلاف اراده و طبع من بود » . ( 2 ) . در چ به جاى « رأى و اشارهء او » ، « و اراده » آمده است . ( 3 ) . مج ندارد . ( 4 ) . چ ندارد . ( 5 ) . سهم نزد منجّمان عبارت است از بخشى معيّن از فلك البروج . و سهمها نزد ايشان بسيارند ، مثل سهم السعادة كه آن را سهم القمر نيز گويند ، و سهم الغيب و سهم الايّام و سهم غلامان و كنيزكان و على هذا القياس . . . امّا سهم الغيب ، به روز از قمر گيرند و به شب از شمس و درجهء طالع بيفزايند و از طالع سىگان افكنند ، و آنچه برآيد موضح سهم غيب بود . كشاف اصطلاحات الفنون ، ج 1 ، صص 771 و 772 به نقل از شرح لغات چهار مقاله عروضى ، دكتر محمد معين ، ص 89 ، پانوشت شمارهء 4 . ( 6 ) . مرحوم دكتر محمّد معين در شرح اين لغت به نقل از استاد فرزان آورده است : استعمال كلمهء « عجوزه » به معناى مصطلح آن در اين مورد ركيك به نظر مىرسد ، مگر اينكه در عبارت حذف و تقدير و يا تأويل و تفسيرى